رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

آخرین دیدگاه‌ها

[quote='Amir Fazel Amir'] روزبهان در این رساله بحثی در باب عشق را مطرح می کند، عشق الهی و انبعاث آن از عشق مجازی و انسانی. روزبهان درین رساله می کوشد نشان دهد که بی عشق مجازی نمی توان به عشق حقیقی_ یعنی توحید رسید. [/quote] و واقعا اینگونه است که من هم از عشق او (عشق مجازی و انسانی) به عشق او (عشق حقیقی_ یعنی توحید) رسیدم... و چه خوش گفت: سعدی علیه الرحمه در کتاب « بوستان » باب سوم : تو را عشق همچون خودی ز آب و گِل رباید همی صبر و آرام دل به بیداریش فتنه بر خدّ و خال به خواب اندرش پای بند خیال به صدقش چنان سر نهی بر قدم که بینی جهان با وجودش عدم چو در چشم شاهد نیاید زرت زر و خاک یکسان نماید بَرَت وگر با کَسَت بر نیاید نفس که با او نماند دگر جای کس تو گویی به چشم اندرش منزل است وگر دیده بر هم نهم در دل است نه اندیشه از کس که رسوا شوی نه قوّت که یکدم شکیبا شوی گرت جان بخواهد به کف بر نهی وگر تیغ بر سر نهد سر نهی چو عشقی که بنیاد آن بر هواست چنین فتنه انگیز و فرمانرواست عجب داری از سالکانِ طریق که باشند در بحر معنی غریق به سودای جانان زجان مُشتَعِل به ذکر حبیب از جهان مشتعل به یاد حق از خلق بِگُریخته چنان مستِ ساقی که می ریخته نشاید به دارو دوا کردشان که کس مطلع نیست بر دردشان الست از ازل همچنانشان بگوش به فریاد قالُو ابَلی در خُروش گروهی عَلَم دار و عُزلَت نشین قدمهای خاکی و دَم آتشین به یک نعره کوهی زجا برکنند به یک ناله شهری به هم بر زنند چوبادند پنهان و چولاک پوی چو سنگند خاموش و تسبیح گوی سحرها بگریند چندان که آب فرو شوید از دیده شان کُحلِ خواب فَرَس کشته از بس که شب رانده اند سحر گه خروشان چو وامانده اند چنان فتنه با حُسنِ صورت نگار که با حسنِ صورت ندارند کار شب و روز در بحر سودا و سوز ندانند ز آشفتگی شب ز روز ندادند صاحبدلان دل به پوست اگر ابلهی داد بی مغز اوست میِ صرف وحدت کسی نوش کرد که دنیا و عقبی فراموش کرد
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.